تبلیغات
افزایش بازدید - روش های تست زنی حدسی

افزایش بازدید

در صورتی که نتوانستید به صورت آنلاین پرداخت و دانلود نمایید برای خرید تلفنی شماره ی ٠٩٠١٠٥٩٣٦٠٧ تماس بگیرید.

پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395

روش های تست زنی حدسی

نویسنده: تی کی من Tkman   

اگر شما طراح سوال بودید!
آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که اگر شما طراح سوالات کنکور بودید، سوالات را چگونه طراحی‏ می‏ کردید!؟
آیا‏می‏دانید که طراحان سوالات آزمون های سراسری و همگانی برای اینکه امکان ورود و امتیاز گیری شانسی را به حداقل برسانند ، مجبورند از یک سری قوانین و قواعد ثابت و مشخص تبعیت کنند و حق ندارند هر جور دلشان خواست سوال طرح کنند و هر جور دلشان خواست سوالات را بین گزینه های الف و ب و ج و د توزیع کنند؟ بدیهی است که اگر شما این قوانین را بدانید به پنجره و دیدگاه طراح سوال نزدیک تر‏ می ‏شوید و بهتر‏ می‏توانید حرکات و حقه های او را حدس بزنید و از این طریق گزینه های درست و نادرست را از یکدیگر تشخیص دهید.

بیائید با هم این قوانین و قواعد اجباری را مرور کنیم:
قاعده اول : طراحان سوالات کنکور های همگانی ملزم ‏می‏باشند که پاسخ ها را به طور یکسان بین گزینه های الف و ب و ج و د توزیع کنند و حق ندارند سنگینی پاسخ ها را روی یک گزینه خاص بیاندازند و یا سنگینی را از یک گزینه خاص بیش از حد دور کنند.
فرض کنید در امتحان کنکور یکصد سوال وجود دارد . بدیهی است که جواب این سوالات باید بین چهار گزینه الف و ب و ج و د توزیع شود. با توجه به اینکه به ازای هر سه پاسخ نادرست یکی از پاسخ های درست حذف‏می‏شود ، پس طراح سوال حق ندارد روی یکی از گزینه ها مثلا ( گزینه ج) بیشتر تمرکز کند و جوابهای بیشتری را روی گزینه ج قرار دهد. چرا که اگر چنین کند. یکی از داوطلبان زیرک‏ می‏تواند با درک سریع این موضوع از روی تصویر گرافیکی پاسخنامه فورا کلید را کشف کند و با علامت زدن همه جوابهای ج بدون اینکه جواب را بداند امتیاز بگیرد!
طراح سوال مجبور است برای خلاصی از دردسرهای بعدی جواب صد سوال کنکور را بین گزینه های الف و ب و ج و د به تساوی تقسیم کند. برای اینکه این حقیقت را شخصا کشف کنید، کافی است پاسخنامه سوالات کنکورهای چند سال اخیر را مورد بررسی قرار دهید و در هر پاسخنامه تعداد گزینه های الف را بشمارید و این عدد را به کل تعداد سوالات تقسیم کنید . به عددی حدود ۲۵ درصد دست خواهید یافت.عین همین واقعیت برای گزینه های ب و ج ود نیز صادق‏می‏باشد.
به عبارتی اگر یک داوطلب همینطور تمام گزینه های الف کنکور را بزند. نهایتا موفق‏ می ‏شود ۲۵ درصد نمره را بیاورد اما در عین حال ۷۵ درصد جوابها را غلط‏ می‏زند که چون به ازای هر سه جواب غلط یک جواب درست صفر‏می‏ شود پس نهایتا امتیاز این فرد چیزی در حدود صفر خواهد بود.

حال بیائید از منظری دیگر به این قاعده نگاه کنیم:
حالت ایده آلی را در نظر بگیرید که داوطلب به دلیل تسلط علمی موفق شده است ۷۵ سوال را جواب دهد و بعد در کمال تعجب دریافته است که جواب این ۷۵ سوال همگی بین گزینه هایالف و ب و ج بوده است. به نظر شما او اگر فرصت و دانش کافی برای جوابدهی به بقیه سوالات را نداشته باشد،و تنها ده دقیقه به پایان وقت آزمون باقی مانده باشد ، آیا بهتر نیست که بقیه سوالات را از ترس نمره منفی همینطوری به حال خود رها نکند؟! و هر چه گزینه “د” است را علامت بزند؟!
فراموش نکنید که طبق قاعده حفظ تعادل گزینه ها و نکشاندن مرکز ثقل جوابها روی یک گزینه خاص ، طراح سوال مجبور است ۲۵ درصد پاسخ ها را هم از بین گزینه های “د” انتخاب کند و چون تا این لحظه گزینه‏های “د” انتخاب نشده اند پس به احتمال بالای ۹۰ درصد انتخاب گزینه های “د”‏می‏تواند امتیاز بسیار زیادی برای شخص به همراه داشته باشد. در حالت ایده آل این امتیاز ۲۵ است .
تعدادی از تکنیک هایی که در رساندن شما به گزینه درست ‏می‏تواند بسیار کمک کند در زیر آمده است:

شک بین دو گزینه:
اگر در تستی بین دو گزینه شک کردید، حتما از خیر آن تست نگذرید. حنی اگر با روش مهندسی معکوس مبتنی بر توزیع نرمال هم نتوانستید از روی پاسخ های طرفین گزینه درست را حدس بزنید، بازهم از خیر تست های دو گزینه تردیدی به راحتی نگذرید.
دلیل آن هم بسیار راحت است:
”احتمال درست بودن یکی از گزینه ها بر اساس احتمالات ۵۰ درصد است.” فرض کنید در کل سوالات کنکور ، ۲۰ سوال دارای چنین حالتی باشد. دو داوطلب را در نظر بگیرید. داوطلب اول به هیچ کدام از این ۲۰ تست پاسخ نمی دهد، در نتیجه نمره او برای این ۲۰ سوال صفر درصد خواهد بود.
فرد دوم ، اما به همه این سوالات با شک و تردید جواب‏می‏دهد. بر طبق قانون احتمالات از این ۲۰ تست ، ده تا درست و ده تا غلط خواهند بود. پس نمره داوطلب با فرض سه امتیاز منفی مساوی یک امتیاز مثبت برابر است با: درصد ۳۳=۳*۲۰: ۱۰-(۳*۱۰). یعنی نمره فرد برای این ۲۰ تست ، ۳۳ درصد خواهد بود و این در مقایسه با نمره فرد اول ، یعنی صفردرصد، نمره بالا و سرنوشت سازی است.
هماهنگی جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوری: پاسخ هایی که از نظر قواعد دستوری ، باسوال هماهنگی ندارند، غالبا(به احتمال ۹۰ درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جای خالی است و از شما خواسته‏می‏شود ، جاهای خالی را با جواب درست پرکنید و یکی از گزینه ها اصلا مناسب آن جای خالی نیست.چرا که از لحاظ گرامری جایش آنجا نیست.

وجود دو گزینه متناقض در یک تست:
اگر در تستی دو گزینه کاملا متناقض وجود داشته باشند، به احتمال ۸۰ درصد جواب یکی از این دو گزینه است. و نیازی نیست که روی دو گزینه دیگر وقت بگذارید.

وجود دو گزینه مشابه در یک تست: اگر دو گزینه یک تست کاملا مشابه هم باشند، و یا هر دو یک معنا را برسانند، به احتمال ۱۰۰ درصد هیچ کدام جواب تست نخواهند بود.چرا که یک تست، یک جو.اب بیشتر ندارد.

حساس بودن به خطای چشمی هنگام مطالعه گزینه ها: ۲ و ۳ در فارسی خیلی به هم شبیه هستند. بسیاری از طراحان سعی‏می‏کنند با تزریق پاسخ های شبیه از لحاظ شکل ظاهر کاری کنند تا داوطلب عجول گول بخورد و جواب صحیح را نبیند. به جملات و فعل های منفی و مثبت و علائم و شکل اعداد خوب دقت کنید. به احتمال ۷۰ درصد گزینه درست معمولا در لابلای جوابهای از لحاظ شکلی شبیه هم ‏می‏باشند.
تست های جستجو کردنی: در این تست ها لازمه یافتن جواب این است که هر ۴ گزینه را جستجو کرده و جو اب صحیح را پیدا کنیم. در چنین تست هایی سعی کنید که برای جستجو همیشه از گزینه ج و د شروع کنید چرا که معمولا یکی از این دو گزینه صحیح ‏می ‏باشد. همچنین مواظب باشید که انتخاب گزینه الف به عنوان جواب درست باید با وسواس و احتیاط زیاد و بعد از اینکه مطمئن شدید گزینه های ب و ج و د درست نیستند صورت گیرد.

همچنین سعی کنید که از گزینه های طولانی فرار نکنید. گزینه ای که بررسی آن به ظاهر مشکل تر است خیلی اوقات در تست های جستجو کردنی همان گزینه جواب است.

عدم نیاز به دانستن همه مطالب یک تست: برای پاسخ دادن به بعضی از تست ها ، نیاز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نیست. و فقط با دانستن بخشی از تست‏می‏توانید گزینه های نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحیح برسانید.

عدم نیاز به حل طولانی: معمولا سوالات کنکور در دروس فیزیک و شیمی و ریاضی که به صورت مساله‏می‏باشند، راه حل های طولانی ندارندو عمدتا یک یا دو نکته خاص مورد نظر طراح‏می‏باشند. بنابراین هنگام حل این تست ها اگر دیدید که به محاسبات طولانی و استفاده از فرمولهای زیاد نیاز است، بلافاصله بفهمید که ازنکته مورد نظر طراح دور افتاده اید و یا در جایی اشتباه کرده اید. در بسیاری موارد نیز شکل کشیدن و یا عدد گذاری در سوالات ریاضی در رسیدن به جواب صحیح کمک زیادی می کند.
عدم احاله جواب به بعد: وقتی روی یک تست انرژی گذاشتید و برای یافتن جواب فکر کردید و نهایتا به دو گزینه تردیدی رسیدید . با خود نگوئید که بعدا اگر به سراغ آن بیائید شاید راه بهتری به ذهنتان برسد. بلافاصله جواب را همان موقع انتخاب کرده و به احساس اولیه خود در مورد جواب عمل کنید. رد شدن از تست و بازگشت دوباره مستلزم صرف وقت اضافی و بررسی دوباره تست است،بدون اینکه اطلاعات اضافه تری به شما بدهد و یا شک شما را برطرف سازد.

قیدهای تاکید و نفی بیانگر جواب غلط اند
: گزینه هایی که دارای لغاتی مانند همیشه ، هرگز ، حتما و از این قبیل هستند، اصولا صحیح نمی باشند. در حالی که گزینه هایی دارای کلماتی مانند ممکن است ، احتمالا و مانند اینها ، معمولا صحیح ‏می‏ باشند.
تست جواب های محاسباتی : بعضی اوقات از شما خواسته ‏می‏شود درستی یک جواب را در چهار فرمول داده شده چک کنید. به جای حل کامل محاسبه جواب کافی است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببینید آیا تساوی داده شده برقرار‏می‏شود یا خیر.

چند توصیه:
تغییر فضای فکری هنگام قفل کردن روی چند تست پیاپی: اگر هنگام حل چند تست پیاپی چیزی به ذهنتان نرسید. سریعا متوقف شوید و با تنفس عمیق و تمرینات تن آرامی و در صورت امکان خوردن کیک و بیسکویت و کشمش و تنقلات دقیقه ای استراحت سعی کنید. به مغز خود اکسیژن و به بدن خود قند کافی برسانید.
اولویت بندی دروس اختصاصی: بعد از اینکه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب دادید و مطمئن شدید که دیگر سوال ساده ای برای جواب دادن وجود ندارد و قبل از اینکه به سراغ روش مهندسی معکوس بروید. مدت مشخصی را بسته به زمان باقیمانده (مثلا نیم ساعت) را برای درسهای با ضریب بالاتر (درس های ضریب ۴ کنار بگذارید ) و سعی کنید سوالات بیشتری از آن درس ها را تا حد امکان جواب دهید.

درس های با انحراف معیار منفی بالا: درس هایی که خیلی ها از آنها بیزارند و اصلا در کنکور به آنها اعتنایی نمی کنند.‏می‏توانند برای شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انسانی داوطلبان از تست های ریاضی بیزارند. در رشته تجربی درس های ریاضی و فیزیک کمتر طرفدار دارد. در رشته ریاضی نیز درس شیمی دچار نفرت شده است. حال آنکه ارزش واقعی یک تست از یک درس مشخص بعد از کنکور مشخص ‏می‏شود. یعنی زمانی که معلوم شود چند نفر به این درس پاسخگو بوده اند.
به عبارتی امتیاز سوالات درسی که عده کمی به آن پاسخ صحیح داده اند، مانند ریاضی در رشته تجربی و یا شیمی در رشته ریاضی و فیزیک به مراتب ارزش بالاتری از سوالات درسی دارد که عده زیادی به آن پاسخ‏می‏گویند و اینکه بگوییم در رشته تجربی فیزیک ضریب ۲ دارد و ریاضیات هم ضریب ۲، پس ارزش تستی این دو درس با هم برابر است کاملا غلط ‏می‏باشد.

مهاجر

منبع : http://www.migna.ir/vdcfimd0aw6de.giw.html

نظرات() 
manicure
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 11:28 ب.ظ
Excellent blog here! Also your website loads up
very fast! What host are you using? Can I get
your affiliate link to your host? I wish my website loaded
up as quickly as yours lol
BHW
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 03:18 ق.ظ
You are so interesting! I don't suppose I've truly read
through anything like this before. So wonderful to find somebody with some unique thoughts
on this topic. Really.. thank you for starting this up.
This web site is one thing that is required on the internet, someone with a little originality!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :